I wish

 سلام.

باز هم بازی

با تشکر از رهام جون که منو به این بازی دعوت کردند . مرسی مرسی مرسی ...

جریان بازی چی هست؟؟؟ خب باید ۵ تا آرزوی محال کنی و بعد ۵ نفرو دعوت کنی...

 اما با اجازه همگی من میخوام یه تقلب کوچیک کنم ... به جای ۵ آرزوی محال از اونجا كه عدد هفتم دوست ميدارم  ۷ تا آرزو کنم که شاید بعضی هاش محال هم نباشه  

 

آرزو میکنم :

۱. بتونم به همه کمک کنم چه مادی چه معنوی...

۲. واسطه ای باشم و نیرو و انرژی داشته باشم که بتونم بیمار ها را شفا بدم

۳.( این آرزوم مثل ماری جان هست).. میتونستم تمام زبانها رو متوجه بشم(زبان آدمیزاد) ..حتی انواع خطها ..( خط میخی و سانسكريت  ...)

 همچنین

 میتونستم زبان طبیعت و حیوان ها و موجودات دیگه (خلاصه مثل حضرت سلیمان!!) متوجه بشم!

۴. روز بروز  دریچه آگاهیم باز تر بشه و + اينكه بتونم به نحو احسنت ازش استفاده کنم!

۵.  علم نجوم ياد بگيرم و + اينكه بتونم به كرات ديگه سفر كنم از جمله رفتن به مريخ

۶. دوي آزاد ياد بگيرم

۷.   به همه آرزوهاي دلم برسم ..نه تنها من.. همه ..

 

و اما ۵ نفر دعوت شده:

۱. يكي از همين آرش ها (تنبلي بسه )

۲. پونه جون

۳. يه دوست

۴. فرياد

۶. ۵. ميثم ها

۷.شيك

 

پ.ن: تعداد آرزوهاي من خيلي بيشتر ار اين حرفها هست ، مدلهاشونم متفاوت هست ...ريز و درشت و كلي ،و جزئي و و و ...( بعلاوه اينكه بعضي آرزوهاي من تبديل به هدف ميشن و شدن شايد ديگه نشه اسمشونو آرزو گذاشت..معمولا آرزو به چيزي ميگن كه دست نيافتني باشه ميدونم اما خب انسي هست ديگه  ) مجبور شدم به قيد قرعه چند تا شونو بگم!!!

 


 

نوشته شده توسط انسي در یکشنبه 4 فروردین1387 | موضوع : داستانهای کوتاه(طنز) | لینک ثابت