هيسنا

 

           شكسپير: "هنگام تولد گريه ميكنيم از اينكه به اين عرصه عظيم نادانها وارد شديم"

 اما من (انسي) فكر ميكنم اگر بدانيم كه اين تولد در واقع يك فرصت چند باره هست ديگر كمتر غمگين

مي شويم..

 

سلام :)

هنوزدرست نميدونم اينجا چيكار ميكنم! (تقصير و تشويق يك نفر باعث شد كه الان اينجام!)...

به هر جهت قطار راه افتاده و منم بدون اينكه بدونم مقصدم كجاست سوار شدم! فقط مي دونم سفر جالبي در پيش خواهم داشت ، حس خوبي دارم...

معمولأ من خوانندم (خواننده از اين لحاظ كه كم پيش مي ياد نويسنده باشم!) خيلي وقته كه نمينويسم.. شايد اينطور بگم بهتر باشه! مي نويسم اما رو كاغذ نه! (البته اين موضوع فقط در مورد نوشتن فكرام صدق ميكنه ها .. تا وقتي بهشون فكر ميكنم ، ميان جلوم ميرقصن اونم چه رقصي.. اما تا قلممو بدست ميگيرم كه بيارمشون رو كاغذ هر كدوم توي يه سوراخ قايم میشن ! انگار نه انگار تا چند وقت پيشش پارتي بوده!!)

شايد اينجا بودن باعث شد اون حسم (سردستشون) كه رفته قايم شده ، كنجكاو بشه و برگرده...

براي شروع از داستانهاي كوتاه يا جمله هاي كوتاه كه برام ارزشمندن و بهشون اعتقاد دارم ميخوام استفاده كنم ... مطالبي كه با اينكه كوتاه هستند حرف هاي زيادي توشون هست... حداقل باعث ميشه آدم براي چند لحظه هم شده فكر كنه ، بهتر بگم درست فكر كنه! چيزي كه انسيه عاشقشه... (چمدونم همرامه... كلي توش مطالب زيبا هست ، حداقل براي من كه اينطور بوده... شايد وقتش رسيده كه قسمتشون كنم با بقيه ، اينطوري مطمئنم به كوله بارم اضافه هم خواهد شد... ممكنه خيلي هاش براي شما جديد نباشه. اما خب..)

البته از اونجايي كه از يكنواختيم خوشم نمي ياد مطالب fun   هم شامل نوشته هام ميشه...

در واقع دوست دارم اينجارو طوري درست كنم كه هر كسي حتي اگر گذري مي ياد براي چند لحظه هم كه شده از دنيايي كه توش به سر مي بره بياد بيرون! ...

از همراهي دوستان هم بسيار خوشحال خواهم شد...

با تشکر


 

نوشته شده توسط انسي در چهارشنبه 17 بهمن1386 | موضوع : درباره وبلاگ | لینک ثابت